مرور رده

نگاه خیره‌ منتقد

نگاهی به کتاب «زمان پروانه‌ها»: حفری در «نقبی بر خیال کردیان» و گویه‌ای بر متن

مهدی پنجعلی پور «اگر بینگاریم آن کس که بر ما روشنایی می‌بخشد، خود در نور است، خطا کرده‌ایم» (کتاب بیهوده، کریستیان بوبن) " شعر سرگذشت حیات بشری است" و آن هنگام که شعری را با صدای رسا می‌خوانیم، گویی، خطاب به اجداد و مردگانمان نهیب می‌دهیم "که‌های ارواح فسرده بپاخیزید / بینید که چگونه شلاق خیال بر گردهٔ زمان زخم می‌زند / و بندها را ازجانمان می‌گسلد" به تقریب دو ماه پیش بود، که مجموعهٔ کردیان را در غرفهٔ ناسنگ دیدم و بی که تصوری از شاعر و شعرش داشته باشم «زمان پروانه‌ها» را برداشتم تا در فواصل این بی‌زمانی متراکم،…

چه کسی مسعود میناوی را کُشت؟

چه کسی مسعود میناوی را کُشت؟ یا وقتی هنرپیشه درجه دو تلویزیون جای نویسندهٔ درجه یک می‌نشیند آراز بارسقیان محمد ایوبی در شرح حالی که از وضعیت مسعود میناوی در مقدمهٔ کتاب «پپر و گل‌های کاغذی» می‌نویسد، به چند نکتهٔ دردناک دربارهٔ شرافت این آدم و جفای دوستان و اطرافیانش نسبت به داستان‌هایش اشاره می‌کند. نوشتهٔ ایوبی را می‌توانید اینجا بخوانید. نوشتهٔ ایشان مثل هر نوشته‌ای از این دست، با خودش همان محافظه‌کاری‌های پیرمردی را دارد و البته خشم پنهان و احساس گناه عمیق نسبت به آدمی که دستش از دنیا کوتاه شده. خشم پنهان در تمام خطوط…

نقد کتاب هفت گنبد از محمد طلوعی: خیالِ خام

مسعود قادری آذر نگاهی به کتاب «هفت گنبد» از محمد طلوعی چه عناصری کتاب «هفت گنبد» محمد طلوعی را می‌سازد و آن را متفاوت می‌کند؟ این عناصر پس از خواندن کتاب به سادگی مشخص می‌شود اما اجازه بدهید از معرفی کتاب توسط خودِ نویسنده استفاده کنیم: «برای نوشتن هر کدام از این داستان‌ها به این کشورها سفر کرده‌ام... می‌توانم بگویم که هر کدام از این داستان‌ها بازسازی دوبارهٔ یک داستان از داستان‌های مجموعه «هفت پیکر» نظامی است... داستان‌های این مجموعه بیشتر راجع به سرنوشت مشترک آدم‌هایی است که در این جغرافیای باستانی زندگی می‌کنند.…

یافتنِ جواهری فراتر از شیاطین پشت ویترین: فرخنده آقایی و کتاب از شیطان آموخت و سوزاند

دانیال حقیقی  نگاهی به «از شیطان آموخت و سوزاند» شاهکارِ تنها فیگور آوانگارد واقعی در چهل سال گذشته باید مسیریابی از جنس زمان وجود داشته باشد. مسیریابی روشمند برای آن‌هایی که فقط به نویسنده‌های راستین اعتقاد دارند. وگرنه، منتقدان و داوران جوایز فرمایشی همیشه مانند گاوهایِی پشت ویترین عمل می‌کنند. آن‌ها قابل اعتماد نیستند. چون درست مثل گله‌ای گاومیش به فراخور شرایط سیاسی، مُد و منافع شخصی‌شان، تمایل دارند تا در هر نقطه‌ای که امن‌تر و در معرض نمایش بیشتر به نظر آمد، بایستند.  به خاطر همین رفتار گله‌وار، اینان سرکوبی…

مناظری از یک زندگی شهرستانی: نقد کتابی از فتح الله بی‌نیاز

نگاهی به رمان «افعی‌ها خودکشی نمی‌کنند» نوشته زنده یاد فتح‌الله بی‌نیاز دانیال حقیقی جی. ام. کوتسی در رمان «مناظری از یک زندگی شهرستانی» می‌نویسد که بازی کریکت یا بیس‌بال، این‌ها، صرفاً بازی نیستند، حقیقت زندگی را بازتاب می‌دهند. این جمله درواقع سمت دیگر همان گفتهٔ نیچه است: «هیچ چیز به اندازه ملال‌انگیزی به حقیقت صدمه نمی‌زند.» با این مقدمه می‌شود مدعی شد، آقای فتح‌الله بی‌نیاز یکی از صدمه زنندگان به آن حقیقتی هستند که می‌خواسته‌اند آن را در رمان «افعی‌ها خودکشی نمی‌کنند» بازتاب دهند. این رمان یکی از کتاب‌هایی است که به…