مرور رده

نگاه خیره‌ منتقد

…و ناگهان گروه نمایشِ دبستانِ پشت‌کوهی برای اجرایی در تهرانی هوایی می‌شوند

به بهانه‌ی نمایش «مکبث زار» اما من بابِ زارهای نمایش مکبث از ویلیام شکسپیر آراز بارسقیان عکس از اردلان اشناگر، منبع سایت تیوال تقریباً دانشجویان سال اول یا دوم تئاتر می‌دانند مکبث شخصیت مثبتی نیست. این را صرفاً یادآوری می‌کنیم تا جنبهٔ عمومی و همه فهم نمایش مرور شود. شاید این وسط آدم‌هایی باشند که قصد داشته باشند مکبث را بررسی «عمیق روانشناختی» انجام بدهند و به لایه‌های «درونی» این شخصیت برسند و از دلش یک اثر «هنری» ویژه بیرون بکشند. خب موفق باشند. کار دشواری است. …

همه می‌دانند…

آراز بارسقیان همه می‌دانند پوسته‌ی اجتماعی ایران از اواخر شهریور 1401 رشته‌رشته شد. آن‌هایی که هنوز از این خواب بیدار نشده‌اند خبر بد (شاید هم خوب) را باید با صدای بلند بشنود. این صدای بلند در سیستم عصبی جامعه منتشر است. در شبکه‌های خبری بیرون مرزی و شبکه‌های داخلی. چیزی که در بیست سال گذشته نقش بمب‌های صوتی را در شبکه‌های اجتماعی و خبری بازی می‌کرد، حالا شده گازهای اشک‌آور روزمره. همه‌ می‌دانند این بار ضربه به نقطه‌ی «حساسی» از تَنِ اجتماع خورد. چنان ضربه‌ای برش فرود آمد که فعلاً «خوب شدنی» در کار نیست. هر چه هست…

بابای ریرا سلام!

نامه‌ای به حامد اسماعیلیون به خاطر همه کوشش‌هایش دانیال حقیقی حامد، لحظه‌به‌لحظه و پیگیرانه اتفاقات را دنبال می‌کنم. از دیدگاه شخصی به برخی از اتفاقات و موضع‌گیری‌ها و موارد نقد دارم اما فکر می‌کنم باید این مسائل امروز مطرح شود و همین امروز هم پاسخ داده شوند. چون وقتی شعار می‌گوید «وقتش رسیده است»، دست‌کم روشن کرده‌ایم که «برنامه» چیست. در روزهایی که مردم انتخاب‌های زیادی برای انتخاب کردن ندارند و بسیاری از چهره‌های سیاسی در بند هستند، یک چیز خیلی آزارم می‌دهد. اینکه چرا بیشتر کسانی که «سمپات» تو شده‌اند،…

کوررنگی: نقدی بر مجموعه روایت کورسرخی

نقدی از م. رضا ملکشا «خانه‌ای مشتعل است اما کسی کاری به کار آن ندارد. به‌عکس در پنجاه قدمی مردم جلو ویترین مغازه‌ای جمع شده‌اند و سوختن خانه‌ای را روی صفحه تلویزیون تماشا می‌کنند. واقعیت در دو قدمی آنهاست اما ترجیح می‌دهند که آن را روی صفحه تلویزیون تماشا کنند. آخر این یکی که برای نشان‌دادن انتخاب شده است حتماً دیدنی‌تر از خانه‌ای است که در نزدیکی‌شان می‌سوزد.» (رومن گاری/ سگ سفید) *** هِکوب، شهبانوی تروآ که در صحنه‌های پس از جنگ با یونان در تراژدیِ زنان تروای اوریپید نقش محوری روایت جنگ را دارد؛ مادر…

بهوش، تا دچار وسوسهٔ مرگ نشوی

نقدی بر کتاب شیشه نوشتهٔ سیلویا پلات، ترجمهٔ گلی امامی، انتشارات نیل هرمز شهدادی این رمان‌ها، یکی یکی، جای خود را به یادداشت‌های روزانه با شرح حال شخصی خواهند سپرد ـ کتاب‌هایی گیرا، اگر آدم بداند چطور از میان آنچه تجربه‌هایش می‌نامد انتخاب کند و چطور حقیقت را صادقانه ثبت کند. رالف والدو امرسون قصه‌گو دختری نوزده ساله است. جمله‌هایی که به کار می‌برد ساده‌اند. زیبا به معنی معمول کلمه، نیست. بلندقد است. سرشار از استعداد، حساس و درس‌خوان است. شعر هم می‌گوید. کتاب هم می‌خواند. بار دیگر، شاگرد اول شده است. جایزهٔ…