گم‌گشتگی بدن‌های متورمِ تئاتری

آراز بارسقیان در تاریخ اول تیر ماه سال 1399 مقاله‌ای در روزنامهٔ اعتماد به قلم امین طباطبایی به نام «برهوت هویت تئاترِ بی‌بدن» منتشر شد که قصد داشت نکاتی را دربارهٔ نمایش‌های آنلاین به ما گوشزد کند. مسلماً اگر آن موارد درست بود و حاصل نگاهی منسجم (و منطقی) سطوری برای پاسخ و تصحیح و مواجه شدن با حرف‌های ایشان سیاه نمی‌شد. خب از همان ابتدا ایشان مدعی هستند که سعی دارند با «ذهن تئاتری و نقادانه» به تفسیر «پدیدهٔ تئاتر آنلاین یا مجازی» بپردازند. و البته به خوبی تکلیف ما را مشخص می‌کند: «معتقدم نقد اساساً ویرانگر و تخریب‌کننده…

چرا امروز دیگر انقلاب ممکن نیست؟

لنین در سال 1915 گفت مارکسیست‌ها به خوبی می‌دانند که انقلاب را نمی‌شود ساخت. انقلاب براساس بحران‌ها و چرخش‌های تاریخی توسعه می‌یابند، برای یک مارکسیست مسلم است که انقلاب، بدون موقعیت انقلابی محال است. برای اینکه انقلابی رخ دهد به شدت نابسنده است که طبقات فرودست صرفاً نخواهد به شیوه‌های قدیمی زندگی کنند، بلکه الزامی هم هست که طبقات بالادست نتوانند به شیوه‌های قدیمی خود زندگی کنند. یعنی از نظر عینی غیرممکن شود که طبقهٔ حاکم بتواند سلطهٔ خودت را به شکلی تغییر نیافته حفظ کند. نقل قولی از هنریک گروسمان (1881 – 1950) بیونگ ـ…

شکرالهی رفت، سیف‌الدینی آمد اما ویروس کورونا ماند، همچون ترجمهٔ بدیعی از اولیس

آراز بارسقیان نشر «الکترونیکی» نوگام، «خوش‌تر» خبری داد که علیرضا سیف‌الدینی به عنوان ادبیاتی‌ای «به‌نام» مسئول ویرایش «یولیسز» شد. اعتراف: اواخر سال پیش از مصاحبه‌ای سه هزار کلمه‌ای با روزنامهٔ صبح نو یک تک جمله بیرون آمده بود: «نمی‌گویم سانسور نباید باشد.» باید می‌آمدید و می‌دیدید چه عَلم/اَلم شنگه‌ای راه افتاد. گویا حیثیت «روشنفکران» مدافعِ آزادی بیان رفته بود با همین یک جمله. بعد از آن بود که متوجه شدم آقای سیف‌الدینی به «ارزش‌های انسانی» بسیار پایبند هستند و اعتقاد دارند «جایگاه هر کسی» برای حرفی که می‌زند مهم است.…

چگونه بهروز بوچانی کتاب خود را در نسخهٔ نشر چشمه «ممیزی» و «اخته» کرد

 آراز بارسقیان در صفحهٔ رسمی اینستاگرام نشر چشمه، توضیحی به یکی از مشتریان بلقوهٔ کتاب داده شده است: «نسخهٔ انگلیسی این کتاب از نسخهٔ فارسی ترجمه شده است و به دلیل فونت و چاپ و ویژگی‌های ساختاری دو زبان تعداد صفحات متفاوت است. نسخه‌ای که نشر چشمه منتشر کرده زیر نظر بهروز بوچانی ویرایش شده است و همچنین نویسنده قسمت‌هایی از را به صلاحدید خود (برای جلوگیری از اطناب رمان) حذف کرده و در نهایت نسخه‌ای که از امروز در کتابفروشی‌های موجود است با تایید نهایی نویسندهٔ اثر منتشر شده است.» می‌شود این حرف نشر چشمه را به دیدهٔ احترام،…

فلورانس آخرین مقصد ادبیات وازدهٔ شهری

آراز بارسقیان در دههٔ هشتاد موسسهٔ شهر کتاب مرکزی دست به برگزاری کلاس‌های داستان‌نویسی زد. مهسا محب‌علی و محمدحسن شهسواری هر کدام مسئول یک شاخه بودند. یکی داستان‌کوتاه و آن یکی رمان. نتیجه؟ تولید یک سری محصولات و البته ایجاد یک سری اختلافات. داستان ادبیات شبه‌شهری اواخر دههٔ هشتاد و اوایل دههٔ نود را باید مرور کرد و البته از این موضوع نگذشت که همان موقع هم عده‌ای «آگاه» به تولید چنین ادبیاتی تحت نام‌هایی مثل ادبیات «کارگاهی» و «گل‌خانه‌ای» و «فست‌فودی» اعتراض کردند. نکته‌ای که معترضان دههٔ هشتاد ادبیات فراموش کردند این بود…