اصول فلسفه حقّ: بند ۱۰۲ تا ۱۰۵

برگردان از حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/nccxlyfkzdxs/audio/nccxlyfkzdxs-sfj3.mp3 بند 102 رفعِ افساد در وهلهِ اول و در درونِ این قلمروِ عدمِ وساطتِ حقّ، انتقام است و محتوای آن در صورتی عادلانه و بحقّ است، که قصاص باشد. اما انتقام بنا به صورتِ خود، عملِ یک ارادهِ ذهنی است؛ این اراده می‌تواند عدمِ تناهیِ خود را بر هر نقض و تجاوزی قرار دهد که رخ داده است؛ از این‌رو، عدالتِ این اراده به‌طور کلی، محتمل و تصادفی است، درست همان‌طور که این اراده برای غیرِ خود صرفاً در مقامِ اراده‌ای مشخّص و…

اصول فلسفه حق: از بند ۹۲ تا ۱۰۱

برگردان حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/dkhhv8k9geiy/audio/dkhhv8k9geiy-xbaf.mp3 بند 92 اراده تنها در صورتی مثال و به‌نحو بالفعل آزاد است که از موجودیت برخوردار باشد. همچنین، موجودیتی که اراده خود را درون آن قرار می‌دهد، وجودِ آزادی است. در نتیجه قهر و اجبار به‌نحوی بی‌واسطه و بنا به مفهوم‌شان خود را از میان می‌برند، چرا که آن‌ها ابراز و بیانِ اراده‌ای هستند که ابراز و یا موجودیتِ یک اراده را رفع می‌کنند. بنابراین، قهر و یا اجبار، اگر به‌نحوی انتزاعی و مجرّد در نظر گرفته شوند، باطل…

اصول فلسفه‌ی حق: بندهای ۷۸، ۷۹ و ۸۰

برگردان حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/zl47vi8lk0po/audio/zl47vi8lk0po-1r4z.mp3 بند 78 تمایزِ میان مالکیّت و تصرّف، یعنی وجهِ جوهری و وجهِ برون‌افتاده، در مقولهِ عهد به صورتِ تمایزِ میانِ ارادهِ مشترک در قالبِ «توافق» و فعلیت‌یافتنِ آن از طریقِ «اجرا» درمی‌آید. توافقِ حاصله، لنفسه و در تمایز با اجراءِ آن، تصوّری از قوّهِ خیال است که باید به آن، مطابق با طریقِ مخصوصی که تصوّرات ضمنِ آن در دالّ‌ها موجودیت می‌یابند (به دایره‌المعارف علوم فلسفی بند 379 بنگرید)، موجودیتِ مشخّصی داده شود؛…

بازترجمه اصول فلسفه حق: بندهای ۷۵، ۷۶ و ۷۷

برگردان حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/hvg0xvtqqp9e/audio/hvg0xvtqqp9e-iaux.mp3 بند 75 از آن‌جا که دو طرف در مقامِ اشخاصی بی‌واسطه و مستقل با یک‌دیگر ارتباط می‌گیرند ، می‌توان گفت که الف) عهد نتیجهِ ارادهِ مستبد است؛ ب) ارادهِ این‌همانی که با واسطهِ عهد قدم به عرصه موجودیت می‌گذارد، اراده‌ای است که صرفاً توسطِ دو طرف مقرّر شده است، از این‌رو، صرفاً اراده‌ای مشترک است و نه اراده‌ای که به‌نحو فی‌نفسهِ لنفسه از عمومیت برخوردار است؛ ج) متعلَّقِ عهد یک امرِ برون‌افتاده و متفرّد است، چرا که…

بازترجمه اصول فلسفه حق: بندهای ۷۰، ۷۱، ۷۲، ۷۳، ۷۴

برگردان از حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/mdvjve4bosus/audio/mdvjve4bosus-0pxh.mp3 بند 70 نظر به این‌که شخصیّت‌مندی این و بی‌واسطه است، تمامیّتِ جامعی که فعالیّتِ برون‌افتادهِ از آن برخوردار است، یعنی حیات، در برابر آن چیزی برون‌افتاده نیست . خلاصی از حیات و یا ایثارِ آن، حقیقتاً، در تقابل با موجودیتِ این شخصیّت‌مندی قرار دارد. بنابراین، من به هیچ وجه حقّ ندارم تا خود را از حیاتِ خود خلاص کنم و تنها یک مثالِ اخلاقی که این شخصیت‌مندیِ متفرّدِ بی‌واسطه را درونِ خود فرو می‌برد و قدرتِ…