مارکسیسم و مسئله‌ی زبان‌شناسی

مقاله‌ای از ژوزف استالین در سال ۱۹۵۰، استالین در میانه‌ی جدالی درباره‌ی زبان‌شناسی شوروی، تعریفی از زبان پیش گذاشت که هنوز هم محل تأمل است. از نظر او، زبان نه زیربناست و نه روبنا؛ نه به یک طبقه تعلق دارد و نه با تغییر نظام سیاسی باید از میان برود. زبان پیش از هر چیز وسیله‌ای عمومی برای ارتباط است: ابزاری که جامعه در دوره‌ها و نظام‌های متفاوت از آن استفاده می‌کند و تا وقتی زبان است، باید بتواند میان اعضای مختلف جامعه ارتباط برقرار کند. اگر به خدمت یک گروه خاص درآید و دیگر این کارکرد همگانی را نداشته باشد، به تعبیر خود…

نگاهی روانکاوانه به قصه‌ی شنگول و منگول

نگاهی روانکاوانه به قصه‌ی شنگول و منگول محمدامین ارژنگ حکایات و افسانه‌ها حاوی خواست‌ها و رمزهایی بشری‌اند. هر قصه‌ای که سینه‌به‌سینه نقل شده است علاوه بر آنچه که نشان می‌دهد محتوایی نهانی را حمل می‌کند. قصه‌ها همچون خواب و رؤیایی‌اند دسته‌جمعی‌اند. ازاین‌رو هر قصه همچون رویایی‌ست که می‌بینیم و می‌توانیم آن را تعبیر کنیم. چرا که قصه واسطه‌ای‌ست که ناخودآگاه از طریق آن در زبان تجلی پیدا نموده است. قصه‌ی عامیانه‌ی «بزبز قندی» یکی از این قدیم‌ترین حکایات است. این قصه تقریباً نسخه‌های دیگری جز در ایران دارد که از بین…

مرزها؛ وقتی ساخته‌های انسان علیه انسان برمی‌خیزند

مرزها؛ وقتی ساخته‌های انسان علیه انسان برمی‌خیزند واحد تمرین اقدم مدتی پیش، تماشای فیلم «من کاپیتان هستم» اثر ماتئو گارونه مرا با زخمی عمیق روبه‌رو کرد؛ زخمی که با دیدن فیلم کوتاه کُردی Bawke (به معنای «پدر») به کارگردانی هشام زمان دوباره سرباز زد؛ با خودم فکر کردم چرا یک انسان باید چنین رنجی را متحمل شود. این فیلم‌ها روایتگر چه چیزی هستند که این‌گونه ساعت‌ها مرا به فکر فرو بُردند، واقعیت آن است که این فیلم‌ها فقط درباره‌ی مهاجرت نیستند؛ روایتگر پدری‌اند که پشت مرز جا می‌ماند، مادری که چشم‌انتظار می‌ماند…

امکان‌هایی که حذف شدند

امکان‌هایی که حذف شدند تأملی بر میراث دیوید گریبر و دیوید ونگرو یادداشتی از واحد تمرین اقدم در سپیده‌دمی که هنوز نامش صبح است اما بیشتر به روشناییِ مصنوعیِ پس از ویرانی می‌ماند، می‌توان از کتابی سخن گفت که نه فقط تاریخ را بازنویسی می‌کند، بلکه خودِ «نحوه فکر کردن به تاریخ» را به چالش می‌کشد. در دورانی کە دوران فاصلەهاست و در جهانی که فاصله‌ها دیگر فقط جغرافیایی نیستند، بلکه به درون ذهن و روابط اجتماعی رسوخ کرده‌اند، و زندگی اجتماعی را با چالشی جدی مواجە کردەاند، انسان مدرن بیش از هر زمان دیگری به درشکه‌چیِ داستان…

یک تئاتر کمدیِ روشنفکری یا همان تئاترِ آزادِ روشنفکری یا واریتهٔ روشنفکری

یک تئاتر کمدیِ روشنفکری یا همان تئاترِ آزادِ روشنفکری یا واریتهٔ روشنفکری در باب نمایشِ برادران کارامازوف کاری از اشکان خیل‌نژاد و تروپش آراز بارسقیان در روزگارِ ابتذال و زوال و در آستانهٔ ورود به «جامعهٔ پایان»، تماشای تئاتری «هفت‌ساعته» (از جمع تمام حواشی حضور در سالن و خوردن آن ساندویچ نان و پنیر و گردوی اهدایی گروه تا هنگام خروج) می‌توانست بارقه‌ای از امید باشد. در نتیجه حتماً برای بررسی این کار، سوای هر نتیجه و اثرگذاری‌ای و درستی و غلطی، باید فراتر از «کامنت‌های تیوالی» و «پُست و استوری اینستاگرامی» رفت و به…