مرور رده

نظریه‌پرداز درازکش

به بهانهٔ خبر انتشار زودهنگام جدیدترین آلبومِ لانادل‌ری: ایزدبانوی زُحم و نوستالژیا

دانیال حقیقی لانادل‌ری دافِ سنگینی که از دوست‌پسر شانس نمی‌آورد، اما این هم زیبایی خاص خودش را داشت! به بهانهٔ خبر انتشار زودهنگام جدیدترین آلبومِ لانادل‌ری Norman Fucking Rockwell بشرِالکتریکی اسقاط شده است. پیامی که لانادل‌ری، دختر بالابلند و خاطره بازِ نیویورکی، در ابتدا کارش را با آن شروع کرد همین بود. این پیام درواقع استراتژی تجاری‌ای بود که دل‌ری روی آن کار کرد و بازار محصولات موسیقایی‌اش را به‌وسیله آن گسترش داد: «بشر الکتریکی» ای که در دهه شصت و هفتاد سوژهٔ اصلی جامعه سرمایه‌داری بود، و از داشتن تلوزیون رنگی…

نانویسنده سازی با قصد قبلی

دانیال حقیقی هرکس یه‌قّرون دوزار دارد برود نویسنده شود! گفته‌اند انسان حیوان قصه‌گو است و ایدهٔ شخصیتی که مقابل صفحهٔ سفید کاغذ می‌نشیند و واقعیت را به شیوه‌ای برون‌ریزی می‌کند یکی از موضوعات قدیمی فرهنگ بشری است؛ ایدهٔ کلاسیکی که می‌تواند به راحتی تبدیل به یک کسب و کار شود و نامش را هم به غلط بگذارند ادبیات! این کسب و کار در اصل، همان کارگاه داستان‌نویسی است. در اغلب این کارگاه‌ها، از پیش مشخص شده که چه تیپ کتاب‌هایی باید تولید شود و فقط کسانی در این جمع‌ها پذیرفته می‌شوند و موفق می‌شوند که با ضوابط از پیش تعیین شده…

در باب واژه‌ٔ «ناـ داستان»

 مجتبی کبک‌کوهساری پیشوندِ non برای نفی آنچه بعدش می‌آید است؛ اگر جزئی‌تر و ریزبین‌تر شویم می‌بینیم جنس منفی‌کردنش همیشه یکسان نیست. پیشوند non گاهی «ضد» معنا می‌دهد و گاهی «غیر». به بیان دیگر، گاهی واژه‌ای سلبی می‌سازد و گاهی واژه‌ای ایجابی. مثلاً non-believer را ترجمه‌اش می‌کنیم به «بی‌اعتقاد» یا واژگان مشابه آن. داریم بر معتقد (believer) نبودنِ یک فرد تأکید می‌کنیم. این‌گونه نیست که بخواهیم «معتقدبودن»ش را سلب کنیم؛ داریم «معتقدنبودن»ش را نسبت می‌دهیم و برای او ایجابش می‌کنیم. داریم از صفتی حرف می‌زنیم که «ضدِ» صفت معتقد…

تشخیص چهره «مدیرمیانی» در میان نویسندگان و هنرمندان جوان

دانیال حقیقی نگاهی انتقادی و «اخلاقی» در خصوص وضعیت همه مایی که امروز اینجا در این قصر گرفتاریم سروصداهای مزاحم را که دور کنم باید با پایان روایتمان شروع کنم. روزی می‌رسد که مدیرمیانی بالاخره، مانند شخصیت اصلی رمان تبر (نوشته دانلد ای. وست‌لیک) پس از قلع‌وقمع سایر همکاران و دوروبری‌ها و همه‌کسانی که برای جایگاه او اپلیکیشن پر کرده‌اند به هدف غایی‌اش می‌رسد.  شاید اصلاً نیازی به گفتن هم نباشد که هدف غایی مدیرمیانی چیست. او به دنبال ساختن یک اسطوره خدشه‌ناپذیر از خودش است. آن روز چندان دور نیست که او این اسطوره را بسازد اما…