مرور رده

اصول فلسفه حق

اصول فلسفه حق: بندهای ۵۹، ۶۰ و ۶۱

برگردان از حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/e3esnswrynyv/audio/e3esnswrynyv-pce4.mp3 ب) استفاده از امر بند 59 از طریقِ تصرّف، امر موصوف به آن می‌شود که چیزی است از آنِ من، و اراده رابطه‌ای موجبه با آن دارد. درونِ این این‌همانی، امر به همان اندازه به‌منزله چیزی منفی مقرّر می‌شود و ارادهِ من در این تعیّن یک ارادهِ مشخص است با نیازها، علایق و امثال آن‌ها. امّا نیازِ من، به‌منزله تشخّصِ یک اراده، عامل مثبتی است که ارضاء می‌شود و امر در مقامِ چیزی که فی‌نفسه منفی است، صرفاً برای نیازِ من و…

اصول فلسفه حق: بندهای ۵۶، ۵۷ و ۵۸

برگردان از حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/sq7iwxwtpab4/audio/sq7iwxwtpab4-5uyy.mp3 بند 56 2) از طریقِ «صورت دادن»، این تعیّن ‌که چیزی از آنِ من است، از یک برون‌افتادگیِ لنفسه و ثابت برخوردار می‌شود و دیگر به حضورِ من در این مکان و زمان و حضورِ علم و ارادهِ من محدود نخواهد ماند. یادداشت هگل: «صورت دادن» حالتی از «به تصرّف درآوردن» است که بیشترین تناسب را با مثال دارد، چرا که امر ذهنی و امر عینی را متّحد می‌سازد. ضمناً، آن مطابق با ماهیتِ کیفیِ موضوعات و غایاتِ ذهنیِ بی‌نهایت شکل…

اصول فلسفه حق: بندهای ۵۳، ۵۴ و ۵۵

برگردان حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/qagjvhx0brzj/audio/qagjvhx0brzj-npk4.mp3 بند 53 تعیّناتِ دقیق‌ترِ مالکیت در رابطهِ میانِ اراده و امر یافت می‌شود. الف) تا آن‌جا که اراده موجودیت‌اش را در درونِ امر ِ به‌منزلهِ چیزی مثبت داشته باشد، این رابطه به‌نحوی بی‌واسطه «تصرّفِ» است؛ ب) تا آن‌جا که امر در مقابلِ اراده به‌منزله چیزی منفی حاضر باشد، اراده در درون امر، همچون چیزی که باید سلب شود، موجودیت دارد – این رابطه «استفاده» است؛ ج) تأمل و بازتاب اراده از امر به درون خود – این رابطه «عرضه»…

اصول فلسفه حق: بندهای ۵۱ و ۵۲

برگردان از حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/xq3viulbpvwq/audio/xq3viulbpvwq-xwuq.mp3 بند 51 تصوّر و ارادهِ باطنیِ من، مبنی بر این‌که چیزی باید از آنِ من شود، برای مالکیت که به‌منزلهِ موجودیتِ شخصیّت‌مندی به حساب می‌آید، کافی نیست. برعکس، مالکیت مستلزم آن است که من آن چیز را به تصرّف خود درآورم. موجودیتی که این اراده بدین طریق به دست می‌آورد، عبارت است از قابلیتی جهت این‌که توسط دیگران به رسمیت شناخته شود. امری که من تصرّف می‌کنم، باید بدون صاحب باشد (به بند 50 بنگرید). این یک شرطِ سلبی…

اصول فلسفه حق: بندهای ۴۹ و ۵۰

برگردان حمید مصیبی https://files.virgool.io/upload/users/1092067/posts/jfdvudmthawq/audio/jfdvudmthawq-hblp.mp3 بند 49 در ارتباط با اشیاءِ خارجی و برون‌افتاده ، وجهِ معقولِ آن است که من ملکی را تصرّف می‌کنم؛ اما، وجه مشخّصِ آن ، غایات ذهنی، نیازها، استبداد، استعداد و اوضاع خارجی را در برمی‌گیرد (به بند 45 بنگرید). مطلقِ «تصرّف» دقیقاً به این چیزها تکیه دارد، اما در این قلمروِ شخصیت‌مندیِ مجرّد، این جنبهِ مشخّص هنوز به‌منزله چیزی این‌همان با آزادی مقرّر نشده است. بنابراین، اگر از منظر حقّ بنگریم، این مسأله که من چه…